ابراهيم عاملي ( موثق )
286
تفسير عاملي ( فارسي )
استحقاق مجازات فرق نيست ميان مرد مجرم و زن زيرا زن مجرم كه از عاطفهى احساسات آدمى دور شده است و خطر خود را بر اجتماع تحميل كرده است به همانطور بايد از عطوفت و مهربانى اجتماع محروم شود و مكافات عمل خود را به بيند . و باز بجرم كشتن تنها نمىگوئيم اعدام كنند بلكه مجرمين ديگرى هم هستند كه مستحقّ كشتن هستند و آنها فروشندگان اجناس مخدّره و برده فروشان هستند كه جان و مال و فكر مردم را نابود مىكنند . عبده : عدّهاى مردم بخصوص متخصّصين حقوقى اعدام قاتل را زشت و مولود قساوت مىدانند مىگويند : بجاى كشتن مردم آنها را تربيت كنيد كه بدانند كشتن بد است . بعضى از منتسبين باسلام مغرور به اين نظريه شده و مىگويند : حكم كشتن قاتل از خطاهاى دين اسلام است و لكن دقت در مسئله ما را روشن مىكند كه قصاص اساس عدالت و جلوگير از شرارت است و حبس هميشگى و اعمال شاقه مانع از اقدام بجنايت نيست چون زندان براى اينجور مردم بجاى مهمانخانه و آسايشگاه است . منظور از نقل گفتار خانم مصرى و شيخ عبده اشاره به اين نظريهى امروز دنياى متمدّن است كه مىگويند عواطف و احساسات انسانيّت اجازه نمىدهد كه انسانى را نابود كنيم چون يكى كشته شده است . زيرا اين عمل نه آن كشته را زنده مىكند كه براى مقتول فايده داشته باشد و نه سودى به حال خويشاوندان مقتول دارد و نه اجتماع ازين عمل استفاده مىكند . ما ميگوئيم : تفصيل احكام قصاص و مجازات مجرم در كتابهاى فقه نوشته شده است و نقل آنها اينجا مناسب نيست فقط با توجه بمفاد آيه خوب روشن مىشود كه در قانون اسلام مجازات در مرتبهى اول وظيفهى حاكم نيست و باصطلاح فقها قصاص حقّ است براى اولياى مقتول نه حكم و وظيفهى دولت و اولياى امور اجتماع زيرا ببازماندگان مقتول حقّ داده شده است كه با نظر برادرى و دوستى از قاتل بگذرند و يا بجريمهاى مالى و ديه او را مجازات كنند و يا از حاكم تقاضاى اعدام بكنند و عاطفهاى كه طرفداران تخفيف مجازات گمان مىكنند مولود تمدّن جديد است در آيه بواسطهى كلمهى « أَخِيه » به خوبى